My Life with the Taliban by Abdul Salam Zaeef
ابراز نظر علمى پيرامون مشروعيت حكومت كرزئ ! ؟

بسم الله الرحمن الرحيم

يك نظرعلمى قابل خوانش براى همگان
اول_نظريهْ علمىپيرامون چگونگىمشروعيت دولت حامدكرزى!!

با تأسف امروزدرتحليل مسايل سياسى،حقوقى واقتصادى كشور بعضى از افراد چيزى نافهم ولى حراف بنام سياست دان،حقوق دان، واقتصاد دان تبارز هويت داده اند طوريكه گويند ((قصاب زياد شود گاو مردار ميگردد)) وحتى اّنهاى كه صلاحيت چنين تحاليل را دارا مى باشند در موقفى قراردارند كه خواهى نخواهى از ترس ورعب وتهديد زورگويان داخلى وخارجى حقايق زشت وزننده وقوعات رخداده شده در امور اقتصادى ،سياسى وحقوقى را طوريكه لازم باشد به زبان اّورده نمى توانند در حاليكه اّنها خود هارا هيروهاى محافظ مدافع منافع ملى_اسلامى مردم افغانستان وانمود مى دارند واز بعضى ديگر را تيغ بران دالر زبان حقيقت گوى شان را بريده است كه در طى طريق روشن سايه هاى حقايق وطفره رفتن از اّن وارايه نظرات ناصائب،مردم ستمكش مسلمان افغانستان رابه بيراهه كشانيده ومى كشانند كه هرگز به اينگونه اشخاص وافراد نميتوان_ دانشمندان ملى_ اسلامى نام نهاد. اّنها هيچگاه حاضر نه شده وحاضر نمى شوند كه پايه هاى اساسى واصولى نهادينهْ حكومت كرزى را براى ملت مظلوم وستمكش مسلمان كشور بيان دارند كه اّيا اين حكومت يك حكومت مشروع وممثل حاكميت ملى_اسلامى ملت افغان مى باشد ويا نه !؟

حقيقت اّن است كه در قبال تجاوز بى اّزرمانهْ تروريزم دولتى امپرياليزم ايالات متحدهْ امريكا، جلسه اى بنام جلسه ْ اضطرارى  بر وفق ايجابات سياسى امپرياليستى ايالات متحده امريكا دركشور المان تدوير گرديد كه همه وهمه اعضاىجلسهْ تدويرشده دراّلمان به نحوىازانحاء ارتباط اّشكارا به سازمان استخبارات امريكا (C,I,A) داشته بودنداز ظاهرشاه وديگران كه حكومت انتقالى حامد كرزى را تأسيس كردند و از لحاظ علم حقوق اساسى ، اين جلسهْ هرگز وبه هيچوجه حيثيت (( مجلس موْسسان)) را نداشت ويا بر حسب حقوق عامه افغانستان هرگز وهيچگاه حيثيت(( لــويه جــــرگــه )) را دارا نبود ويا به عبارت ديگر اين واضح بودكه نمايندگان منتخب مردم كشور ما در تأسيس حكومت انتقالى برهبرى حامد كرزى در اّن جلسه حضور نداشتند، موضوع مهم ديگر قابل ياد دهانى ميباشد اّن است كه افغانستان بـحيث يـك كشور اّزاد ومستقل بـه هيـچ وجه دارنــدهْ حــيثيت ((مـــانــدات)) نبودكه در تحت قيموميت سازمان ملل متحد_(( اين شريك جرم بين المللى ايالات متحدهْ امريكا در عصرحاضر))_ قرار مى داشت فلهذا اّن سازمان در جلسه تدوير شده در اّلمان به هيچوجه اين حق را نداشت كه بحيث((مــانـداتـور))در تأسيس حكومت انتقالى به رهبرى حامد كرزى در قبال تجاوز نظامى ايالات متحدهْ امريكا بر افغانستان نقشى را ايفا كندبنابران با ارايه اى اين جملات بسيط وعالمانه حكومت انتقالى برهبرى  حامد كرزى در طول زيستار سياسى _ حقوقيش با همه موثرات بعدى ناشى اّزان ((چون تدوير لويه جرگه ها،تدوين قانون اساسى، تدوير پارلمان وقوه مجريه وقضائيه))وبهتر اّنست گفته شود كه همه تحولات وپديده هاى سياسى وحقوقى

مابعد كه بر بنياد اّن،حكومت انتقالى  ناقص الخلقت تبارز هويت داده اند از روز اول تا اّخرين روز حياتش نمى تواند ونخواهد توانست(( فى الواقعيت ممثل حاكميت ملى _ اسلامى)) ملت افغان باشد چه رسد به اّن كه با وجود اين همه پديد هاى سياسى وحتى حقوقى ، اصل مشروعيت را براّن اطلاق كرد!؟ وفجايع خفت بارى كه همه روزه حيات همه جانبه ْ مردم را دستخوش فساد اخلاقى وحوادث خونبار نموده است كه هميشه زبانزد خاص وعام در كشور ميباشد ناشى از اّن است كه حكومت كرزى از ابتداء تأسيس حكومت انتقالى  وساير اثار بعدى مترتب براّن تا امروزفاقد صلاحيت تمثيلى حاكميت ملى_اسلامى ملت افغانستان بوده وخواهد بود به  اين اساس به راه اندازى گفتمان ها در باره چگونه گى عملكردهاى دولت حامدى كزرى بدون توضح مطالب فوق الذكر يك امر ناشينانه بوده است اّنهم براى خود فريبى ها ومردم فريبى ها ديگر پيامد منطقى  در بر نداشته ونخواهد داشت وبعضى افراد ديگر با همه كوتاه فكرى ونارسايى هاى علمى، ابراز نظر ميدارند كه به عوض اين دولت (دست نسانده) بايست دولت بديل ديگر قايم مقام اّن گردانيده شود ، درحاليكه نمى دانند كه در شرايط موجوديت وادامه قدرت انفاذى نظامى امپرياليست هاى اشغالگر جهانى هر دولتى كه جايگزين اين دولت دست نشانده شود باز هم اّن دولت بديل ، نيز خصوصيت وماهيت دولت دست نشانده ْفعلى را خواهد داشت ، مگر اّين كه توده هاى ستمكش ومسلمان افغانستان براى از پادرانداختن دولت دست نشانده به هر اسم ورسمى كه باشد در پهناى جهاد اّزادى بخش ملى _ اسلامى متهورانه خويض جبراً وقهراً دولت هاى امپرياليستى كشور هاى عضو پيمان ناتو را مجبور گردانند كه نظاميان

 

شان را از افغانستان بيرون كشند تا مردم افغانستان بتوانند دولت ملى _ اسلامى مورد نظر خويش را با سرافرازى در كشور مستقر گردانند كه فى الواقعيت ممثل حاكميت ملى _ اسلامى ملت افغان باشد بايد براى اين بيخردان گفت كه جز پيمودن اين طريق ، ديگر راه وروش وجود ندارد كه به تأسيس دولت واقعى اسلامى مطلوب دست يا زيده شود براى  مردم مـؤمن ومسلمان راه ديگر وجـود نداشته و خـلاصه اينكه به اثراستراتيژى سياسىونظامى مدت ها قبل تهيه شده امپرياليزم امريكابااهدف وسيع ترمنطقه يى كه بربنيادسياست((خدعه ونيرنگ))سازمان استـخبارات مـركزى امــريكا  (C,I,A)  استوار بود.كه در اثر اّن دولت تروريست امپرياليست ايلات متحده امريكابرخلاف اساسات وموازين حقوق عمومى بين الدول تجاوز وحشانه ترورستى دولتى امپريالستى خود را برافغانستان روبه راه نمود وهمزمان به اّن بحيث جز متمم تجاوزبي اّزرمانه اش كه هزاران فرد از افغان ها را بكام مرگ فروبرد، براى استقرارحكومت انقالى دست نشانده در افغانستان، بجهت پيشبرد اهداف مكتوم امپرياليستى منطقه يى اّن كشور با اشتراك مساعى سازمان ملل متحد_( اين شريك جرم بين المللى ايالات متحده امريكا) جلسه اى  را در اّلمان داير گردانيد كه به اثر اّن حكومت دست نشانده برهبرى حامد كرزى با رنگ وروغن به ظاهر حكومت ملى _ اسلامى در افغانستان مستقر وبر مردم ستمكش ومؤمن ومسلمان واّزادمنش ماجبراً وقهراً تحميل گردانيده شد، در حاليكه از لحاظ ماهوى ، حكومت موصوف بحيث حكومت دست نشانده حامل پيشبرد اهداف استكبارى امپرياليزم بين المللى برهبرى امپرياليزم

امريكا با روى كش سياست ها و خواستهاى جامعه جهانى (( ساستها وخواستهاى كشور هاى امپرياليستى عضو پيمان ناتو)) چنان يك جنگ خشن وستمگرانه را در پرتو همكارى  اردوى مزدور به اصطلاح اردوى ملى با اردوى تجاوز گر كشور هاى امپرياليستى برمعيار ماهوى تروريزم دولتى امپرياليستى كشورهاى اروپاى غرب برهبرى تروريزم دولتى  امپرياليزم امريكا در افغانستان با همه دون صفتى ها به كشتار اّزادى خواهان كشور خودى دست يازيده و مى يازد. كه كاملاً منطبق به خواسهاى سياسى _ نظامى جامعه جهانى وبر وفق تروريز نظامى دولتى امپرياليزم امريكا بوده ودر كشتار وسيع مردم گشور ما از اجراى هيچ عمل غير انسانى دريغ نه ورزيده ونخواهد ورزيد با اّزومندى اينكه امروز ويا فردا مردم اّزاديخوا ومسلمان افغانستان را(خداى نخواسته)منكوب ومغلوب بدارد تا سربه اّستان جهان ستمگر امپرياليستى وخواستهاى جهانى اّنها سرفرود اّورند كه اين موضوع براى مردم اّزادى خواه ومسلمان افغانستان غير قابل قبول مى باشد براى اّنها مرگ شرافتمندانه بهتر است از زيست ناشرافتمندانه اّن هم در تحت تأثير امروقومانده نظاميان خارجى چون حكومات ببرك ونجيب جلاد!! بنابر اّن در برابر سياستهاى تجاوز كارانه تروريزم دولتى كشور هاى عضو پيمان ناتو همگام باسياست هاى تروريستى دولتى امپرياليزم امريكا كه ازكه تـامه دشمن بشريت ودشـمن هويت مستقل ملى كشورهاى ((جهان جبراً عقب نگهداشته شده)) بخصوص دشمن اسلام وجهان اسلام هستند ، بناچار مردم اّزاد منش ومسلمان ما در طريق رهائى ونجات ملت مسلمان خويش از شر تجاوزات غير عادلانه ونا مشروع نظامى بر مبانى تروريزم دولتى امپريالستهاى جهانى برهبرى دولت تروريست امپرياليست

ايالات متحده امريكا در شرايط كنونى راه ديگرى را در پيش نداشته وندارند، بجز از توسل به شيوه هاى تروريزم دفاعى ومشروع ملى _ اسلامى كه بر بنياد اّيت قراّنى استوار مى باشد عمل بدارند اگر چه همه روشن فكران نا روشنضمير نميدانند كه اين عمل جهادىنه تنها بربنياد اّيات كريمه قراّنى بالاى همه مؤمنان ومسلمانان كاملاً معتقد به دين اسلام بحيث فرض عين حكم گرديده است، بلكه بر همه رهروان مبارزات اّزادى بخش ملى _ اسلامى  نيز به خيزشها وقيام ها بدون نظر داشت اوصاف غنى ويا فقير بودن به اداى اين دين و فريضه ملى _اسلامى ملزم ميباشند كه شانه خالى نمودن از اّن نه تنها در جامعه ْاسلامى ما يك خيانت ملى تلقى مى شود بلكه يك خيانت عقيده يى به اسلام وترك فرض عين جهاد اّزادى بخش نيز محسوب ميگردد .

 متأسفانه هم احزاب سياسى به اصطلاح جديد التشكيل با داشتن ماهيت السبق مبارزاتى نه ملى ونه اسلامى وهكذا رهبران معلوم الهويت تنظيمى كه باخلوص نيت رياكارانه در زير چتر نظامى امپرياليستهاى جهانى يا به اصطلاح مود روز ((جامعه جهانى)) بخاطراخاذى چند دالرامريكايى كه اّنهمه از منابع سازمان استخباراتى C.I.A تا ديگران در افغانستان سرا زيرميگردد خود را درمعرض بيع وشرى4 قرار داده اند. اينها با اتخاذ اينگونه روش هاى خائنانهْ ضد منافع همه جانبه ملى_اسلامى مردم افغانستان به هيچ وجه وبهانه نميتوانند و نخواهند توانست با ابراز انواع منطق سوفسيطايى ازين ورطه بدنامى تاريخى خودها را نجات بدهند ومتأسفانه بازهم اّنها درشرايط خونبار وكشتار وسيع مردمان اّزادى خواه ومسلمان كشور شان را منطبق به اوصاف طرح شده C.I.A و از زمره بصفت تروريست ها به مردمى كه شجاعانه بخاطر دفاع دين و وطن و نواميس ملى _ اسلامى خود به پا خاسته اند همرا با تجاوز گران سياسى _ نظامى امريكايى به چنين ويا چنان صفت زشت وغير حق هم اّواز شده اند كه اين مبارزان جان فداى اّزاديخواه ملى _ اسلامى كشور راباهمه نامردى هامستوجب سرزنش خونين مى دانند، در حالى كه همين خادمان امپرياليستهاى امريكا عمداً با چشم بسته واغماض په وقايع خونبار وكشتارسراسرىمردم كشورشان بذريعه نظاميان امريكاو دار و دسته يى ستمگران اّن در افغانستان خاموشى اختيار نموده اند ولى بىشرمانه ورياكارانه برضد عمليات وحملات خونبار نظامى  اسرائيل اّن دوست ستمكار امپرياليزم امريكابرمردم فلسطين وهم اينك اودرپارلمان افغانستان چگونه بانگ اعتراض مى كشاند، چنانكه برهان الدين ربانى در بستر سياستهاى منافقت اّميز در اولسى جرگه به چنين عمل مبادرت ورزيد در حاليكه با خوانش اين رساله ميدانيد كه اومناسباتى را با نماينده اسرائيل قبلاً در اّلمان برقرار نموده بود.بايد گفت در برابر چنين تجاوز خونين كشور هاى نصرانى و امپريالستى ونظاميان دولت دست نشانده ودارودسته سياسى_ نظامى  كه همه وهمه با سلاح مدرن خفيفه وثقيله زمينى وهوايي مجهزنذ در شرايط كنونى فى المجموع سرزمين هاى كشورما محل تمركز وتراكم سرسام اّور نظاميان متجاوز دولتهاى تروريست امپريالست كشور هاى عضو پيمان ناتو كه دولت تروريست امريكا نيز از اّن زمره ميباشد گرديده است مردم مظلوم وبى بضاعت وستمكش مان رابخاطردستيابى به اهداف استعمارى شان بخاك و خون كشانيده ومى كشانند كه به اثر اين

عوامل اختناق اّور ومبارزان سر سپردهْ جهاد ملى _ اسلامى كشور ما كه بجز از متوسل شدن به مبارزات ((انفجارى استشهادى))ديگر راه وطريق مبارزه جهادى را در پيش روى ندارند منطبق به اّيات قراّنى اللهY بدون تميز وتفريق غنى ويا فقير بودن برهمه مسلمان،جهاد را فرض گردانيده است كه در برابر تجاوز گران كفر والحاد امپريالستى برسرزمين مسلمان ، فرمان خيزش و قيام وجهاد را امر نموده است كه همه مسلمانان فقير وغنى به انجام دادن اّن مكلف مى باشد و اگر  در كناره هاى (( انفجارات استشهادى)) افرادى تلف شوند كه از خيزش وجهاد  اّزادى بخش ملى _ اسلامى در مقابل متجاوزان امپرياليستى بركشور اّبايى شان روبرگردانده اند نه مظلوم هستند ونه شهيد وخون شان مباح كه درنزدخداوندY غيرقابل بازخواست خواهدبودفقط اين  دشمنان اسلام مىباشندكه براى فريب اذهان عامة الناس((انفجارات استشهادى)) را بنام ((انفجارات انتحارى)) ياد مى نمايند.ويا از اسلام معتدل سخن بر زبان مى اّورند.

اين دشمنان دين  ووطن مى باشند كه براى فريب اذهان عامة الناس ((انفجارات استشهادى))رابنام((انفجارات انتحارى))ازطريق روزنامه هاوراديوها وتلويزيون هاى وابسته به سازمان استخبارات مركزى ايالات متحده امريكا(C.I.A) تبليغ ميدارند اين موضوع كه بدون شك بنابر حدوت وقايع وفجايع روزمره برايش جايى را در اذهان عامة الناس اشغال نخواهد كرد.

 با تاسف مجرمان حقيقى در كشور ما  همان تحصيل يافتگان اكادميك با داشتن دپلوم هاى عريض و طويل،ليسانس، ماسترى ودكتورا اما با تربيت ناسالم سياسى واجتماعى واسلامى درهمه شرايط زمانى ومكانى حسب القدرت به ملت مسلمان وستمكش مان  خيانت ورزيده وتا هنوز خيانت ميورزند ودرين راستا گوى سبقت را رهبران تنظيمى ها وخصوصاً رهبران جبههْ متحد النقياد افغانستان برهبرى برهان الدين ربانى ازدرهْ پنجشيرتابلخ وشبرغان وهرات با گرفتن مليون هادالرازمنابع استخبارات مركزى ايالات متحدهْ امريكا(C.I.A) بحيث اردوى اجير دولت تروريست امپرياليست امريكا ، زمينه پياده شدن نظاميان سروران امپرياليستى شان را در سرزمين هاى شمال افغانستان مساعد گردانيد وبر اساس اين اعمال خائنانه ضد ملى_ اسلامى اعضايى جبههْ متحد انقياد افغانستان برهبرى برهان الدين ربانى  مستحق شدند كه در حكومت دست نشانده مقامات عالى دولتى را به امر رهبران سياسى نظامى متجاوزان امريكايى اشغال بدارند وبه زندگى مفتضحانه سياسى شان ادامه بدهند چنانكه ادامه ميدهند صاحب جاه وجلال ومقامات عالى شوند كه شدند !!

 وهمين هاهستند كه براى حفظ قدرت دولتى شان وادامه اى اّن در قواى ثلاثه دولت دست نشانده براى بقاى شان بطور غير مرئى ولى قابل احساس اعمال خائنانه اى را در راستاى تشديد بحران سياسى و اجتماعى كشور ، در زير چتر نظامى متجاوزان امريكائى سروران خارجى شان در افغانستان مرتكب شده ومى شوند كه در راستاى بيشتر بحرانى شدن اوضاع سياسى واجتماعى وحتى اقتصادى كشور بى تأثير نبوده ونخواهد بود واما حامد كرزى رئيس جمهور دولت دست نشانده بجز از ابراز شكوه وشكايت،عملاًبرضد اّنها توان دست بعمل شدن را در خود نمى بيند كه مبادا مورد پذيرش حاميان امريكايى اش قرارنگيرد .

 
    دوم _ نظريه ْ علمى پيرامون استقرار ديموكراسى در يك كشور :_
   بطورخلص درشرايط معاصربايد گفت كه دونوع ديموكراسى درجهان وجود دارد:

A - ديموكراسيى كه بربنياد تكامل تاريخى شرايط عينى (مادى وذهنى) در يك كشور بـوجود مى اّيد كه قابل پذيرش براى مردم اّن كشورخواهد بود.مانند ديموكراسيى ((دههْ قانون اساسى))درافغانستان_كه از يك طرف براساس فعاليتهاى تخريبى نيمه اّشكارونيمه مخفىسازمان استخبارات(K.G.B)دولت سوسيال امپريالستى شوروى سابق وايادى افغانش وهمچنان از جانبى براساس فعاليتهاى تخريبىنيمه اشكارونيمه مخفىسازمان استخبارات مركزى(C.I.A) دولت امپريالست امريكا از كشور ما رخت سفر بربست وفداى تضادهاى ذات البينى  اين دو كشور گرديد.

 B-ديموكراسى كه درقبال تجاوزنظامى كشورياكشورهاىامپرياليستى بريكى ازكشور هاى((جهان جبراًعقب نگهداشته شده))بربنياد((سكولريزم كمونيستى سوسيال امپريالستى)) ويابربنياد سكولاريزم ليبراليستى امپرياليستى بركشور معروض در حيطه حكومت دست نشانده تحميل مى گردد كه بطور حتم اين نوع ديموكراسى بهيچ وجه مورد پذيريش روشنفكران روشنضمير ومترقى وتوده هاىستمكش اّن كشور نخواهد بود  چون استقرارديموكراسى بربنياد سكولريزم كمونستى سوسيال امپرياليستىشوروى سابق درافغانستان ويااستقرار ديموكراسى بر مبانى سكولريزم ليبرايستى  امپرياليستى موجوده در كشور كه نه اّن و نه اين  هرگز مورد پذيرش توده هاى ستمكش ومسلمان افغانستان نبود ونخواهد بود خصوصاً كه دشمنان اسلام در قبال تجاوزات نظامى خويش اين نوع ديموكراسى هاى تحميل شده بركشور مارا مي خواستند ويا ميخواهند بذريعه اّن زمينهْ تخريب ذهنيت وعقائد ملى _ اسلامى وبراى پاى مال نمودن ارزش هاى پسنديده عرف وعادات مردم مسلمان را مساعد گرداند كه اين همه براى مسلمانان صادق كشور مان بهيچوجه قابل قبول نبوده ونخواهد بود.   ختم

                                                       خيرمحمد بايگان

                                                  

 

 

Trackback(0)
Comments (0)add comment

Write comment
smaller | bigger

busy